سال گذشته با تمام سالهای پیش تفاوت کیفی داشت. برخی از حکام رفتند، برخی هنوز ماندهاند و برخی هنوز در بحران هستند.
این وقایع در تونس شروع شد. ۱سال پیش پلیس محمد بوعزیزی، یک دستفروش را از کسب و کارش در خیابان متوقف کرد. در اعتراض به این اقدام سرکوبگرانه، او خودش را آتش زد، زیرا سرخورده و خشمگین از سیاستهای رژیم بن علی بود. چندهفته بعد، او جان سپرد. مرگ او روی سلسله اعصاب مردم تونس اثر عمیقی گذاشت و به آنها شجاعت و شهامت بخشید تا به خیابانها بریزند و دولتشان را محکوم کنند. پلیس ضدشورش برای مقابله با آنها بسیج شد، ولی سرانجام بن علی کنترل را از دست داد و فرار کرد و حکومت فرو ریخت. مشعل یک انقلاب روشن شده بود.
وقتی این مشعل به قاهره رسید، مردم از خود میپرسیدند، آیا مبارک هم میتواند نفر بعدی باشد؟ مردم مصر با الهام از انقلاب تونس، از اینکه قدرت در دست تعدادی غیرمنتخب، با فساد بیحد و حصر و نیروی سرکوب قرار داشت به خشم آمدند.
یک تظاهرکننده: ما دیگر خسته شدهایم.
پرزیدنت مبارک که بیش از ۲۸سال بر سر قدرت بود، یک شبکه عظیم نیروی امنیتی داشت. پیام انقلاب از طریق فیسبوک و توئیتر به سایر نقاط کشور سفر کرد. ارتش از گشودن آتش به روی مردم سرپیچی کرد، مبارک و خانوادهاش ناگزیر از فرار شدند.
اما در لیبی، انقلاب در شرق شروع شد. مردم این منطقه از قدیم با حکومت قذافی مخالف بودند. او این شورشگران را «موشها و سوسکها» نامید و گفت آنها را نابود خواهد کرد. او و خانوادهاش که یک حکومت دیکتاتوری را اداره میکردند، از واقعیت جامعه به دور بودند. جنگ داخلی در لیبی چندین ماه طول کشید و به گونهیی شده بود که تصور میکردند به بنبست رسیده است. تا اینکه قدرت هوایی غرب و کمک کشورهای عرب نیروهای قذافی را عقب راند. پایان کار قذافی به یک راه آب زیر پل جاده ختم شد و به دست مردم لیبی به قتل رسید.
در یمن انقلاب مردم علیه حکومت ۳۳ساله علی عبدالله صالح بهخاطر اختلافات قومی و عشیرتی قدری پیچیدهتر شده است. با وجود اینکه صالح کنار رفت، ولی خانواده او هنوز قدرت زیادی دارند.
سوریه ۱سال بهشدت خونباری را پشت سر میگذارد. بیش از ۵هزار نفر تاکنون کشته شدهاند و تعداد بیشماری نیز زیر شکنجه قرار دارند.
جنبشی که بسیاری آن را «بیداری عرب» میگویند هنوز در کمرکش راه است. ولی آنچه ۱سال پیش در تونس با مرگ یک دستفروش عصیانزده شروع شد، اکنون دیگر غیرقابل توقف است. دنیای عرب دیگر تحمل دیکتاتورها را ندارد.
این وقایع در تونس شروع شد. ۱سال پیش پلیس محمد بوعزیزی، یک دستفروش را از کسب و کارش در خیابان متوقف کرد. در اعتراض به این اقدام سرکوبگرانه، او خودش را آتش زد، زیرا سرخورده و خشمگین از سیاستهای رژیم بن علی بود. چندهفته بعد، او جان سپرد. مرگ او روی سلسله اعصاب مردم تونس اثر عمیقی گذاشت و به آنها شجاعت و شهامت بخشید تا به خیابانها بریزند و دولتشان را محکوم کنند. پلیس ضدشورش برای مقابله با آنها بسیج شد، ولی سرانجام بن علی کنترل را از دست داد و فرار کرد و حکومت فرو ریخت. مشعل یک انقلاب روشن شده بود.
وقتی این مشعل به قاهره رسید، مردم از خود میپرسیدند، آیا مبارک هم میتواند نفر بعدی باشد؟ مردم مصر با الهام از انقلاب تونس، از اینکه قدرت در دست تعدادی غیرمنتخب، با فساد بیحد و حصر و نیروی سرکوب قرار داشت به خشم آمدند.
یک تظاهرکننده: ما دیگر خسته شدهایم.
پرزیدنت مبارک که بیش از ۲۸سال بر سر قدرت بود، یک شبکه عظیم نیروی امنیتی داشت. پیام انقلاب از طریق فیسبوک و توئیتر به سایر نقاط کشور سفر کرد. ارتش از گشودن آتش به روی مردم سرپیچی کرد، مبارک و خانوادهاش ناگزیر از فرار شدند.
اما در لیبی، انقلاب در شرق شروع شد. مردم این منطقه از قدیم با حکومت قذافی مخالف بودند. او این شورشگران را «موشها و سوسکها» نامید و گفت آنها را نابود خواهد کرد. او و خانوادهاش که یک حکومت دیکتاتوری را اداره میکردند، از واقعیت جامعه به دور بودند. جنگ داخلی در لیبی چندین ماه طول کشید و به گونهیی شده بود که تصور میکردند به بنبست رسیده است. تا اینکه قدرت هوایی غرب و کمک کشورهای عرب نیروهای قذافی را عقب راند. پایان کار قذافی به یک راه آب زیر پل جاده ختم شد و به دست مردم لیبی به قتل رسید.
در یمن انقلاب مردم علیه حکومت ۳۳ساله علی عبدالله صالح بهخاطر اختلافات قومی و عشیرتی قدری پیچیدهتر شده است. با وجود اینکه صالح کنار رفت، ولی خانواده او هنوز قدرت زیادی دارند.
سوریه ۱سال بهشدت خونباری را پشت سر میگذارد. بیش از ۵هزار نفر تاکنون کشته شدهاند و تعداد بیشماری نیز زیر شکنجه قرار دارند.
جنبشی که بسیاری آن را «بیداری عرب» میگویند هنوز در کمرکش راه است. ولی آنچه ۱سال پیش در تونس با مرگ یک دستفروش عصیانزده شروع شد، اکنون دیگر غیرقابل توقف است. دنیای عرب دیگر تحمل دیکتاتورها را ندارد.
بله نه تنها در عربها سقوط دیکتاتورها فرا رسیده بلکه در کل دنیا این جنبش بطور طبیعی یا به صورت انقلاب صورت میگیره اخریش هم رهبر کرهٔ شمالی بود که به مرگ طبیعی رفت. انگار خدا وسایل بر چیده شدن همهٔ دیکتاتورهای روی زمین رو فراهم کرده که از این دنیا برن.، انشاالله مرگ خامنهای و دار و دستهاش هم به زودی خواهد رسید،امین
پاسخ دادنحذف